12
اردیبهشت

خاکهای مناسب و نامناسب برای اجرای نیلینگ

خاكهاي ریزدانه سخت تا مقاوم (مناسب):

خاکهای ریزدانه(یا چسبنده) ممکن است شامل رسهای سخت تا مقاوم، سیلت­های رس دار، رس­های لای دار، رس­های ماسه دار، لای­های ماسه دار و ترکیبی از آنها باشد. اینگونه خاکهای ریزدانه بطور تجربی می تواند شامل خاکهای سفت باشد که  عدد SPT-N آنها حداقل 9 ضربه به ازای 300 میلیمتر است؛ با این حال برای تعیین مشخصات استقامتی خاکهای ریزدانه، نباید منحصراً به مقادیر    SPT-N تکیه شود، در عوض مشخصات استقامتی (مقاومت برشی) باید بوسیله دیگر آزمایش­های محلی یا آزمایشگاهی تهیه شود. برای به حداقل رساندن جابجایی­های افقی درازمدت دیوارهای میخکوبی شده، خاکهای ریز دانه باید خاصیت خمیری نسبتاً کمی داشته باشند (به عنوان مثال 15 > PI).

خاكهاي دانه اي متراكم تا خیلی متراكم با چسبندگی كم:

اینگونه خاکها شامل ماسه و شن می باشند و اعداد SPT-N بزرگتر از30 را نتیجه می دهند و با مقداری ریزدانه (معمولاً نه بیشتر از 10 تا 15 درصد) یا با سیمان طبیعی برای تامین چسبندگی همراه هستند. نیروهای موئینگی در ماسه های ریز ممکن است یک چسبندگی ظاهری ایجاد نماید؛ در کل، چسبندگی ظاهری برای این خاکها باید بزرگتر از 5 کیلوپاسکال باشد تا زمان خودپایداری معقولی را تضمین نماید. برای جلوگیری از قطع شدید نیروهای موئینگی و بواسطه آن کاهش در چسبندگی ظاهری، لازم است جریان آب به سمت سطح گودبرداری به حداقل برسد که این عمل می تواند از طریق هدایت آبهای سطحی به خارج از سینه کار انجام شود.

خاكهاي دانه اي متراكم تا خیلی متراكم با چسبندگی كم نیز، خاک مناسب به شمار می آیند.

سنگ هوازده بدون هیچگونه سطوح شکست(مناسب):

سنگ هوازده به شرطی می تواند یک تکیه گاه مناسب برای میخ ها تامین نماید که سطوح شکست در جهت های نامطلوب غالب نباشد. اگر درجه هوازدگی در کل سنگ تقریباً یکنواخت باشد، در این حالت تنها یک روش حفاری و نصب کافی خواهد بود که این امری مطلوبست. برعکس، تغییرات زیاد در هوازدگی سنگ در یک سایت ممکن است تیم مجری را مجبور به تعویض تجهیزات حفاری و یا تغییر روشهای نصب نماید و بواسطه آن اجرای نیلینگ را پر هزینه سازد.

رسوبات یخچالی(مناسب):

اینگونه خاکها معمولاً برای کاربرد نیلینگ مناسب هستند؛ بدلیل آنکه معمولاً متراکم، خوب دانه بندی شده یا با مقدار محدودی ریزدانه همراه هستند.

خاکهاي خشک و بدون چسبندگی (مشکل در اجرا):

خاکهای بدون چسبندگی کاملاً خشک بوده و فاقد ریزدانه چسبنده یا سیمان طبیعی هستند که اصطلاحاً به آنها خاکهای ریزشی گفته میشود. بنابراین دسترسی به گودبرداری­های عمودی یا نزدیک به قائم بسیار دشوار است.

خاکهاي داراي تخته سنگ و قلوه سنگ (مشکل در اجرا):

وجود مقدار زیاد تخته سنگ و قلوه سنگ در خاک ممکن است موجب افزایش مشکلات حفاری و در نتیجه افزایش هزینه های ساخت و زمان اجرا گردد. هنگامی که در محیط خاکی مقدار تخته سنگ و قلوه سنگ کم باشد، تغییر مکان چالزنی از محلی به محل دیگر کمتر صورت گرفته و مشکلات کمتری را در پی خواهد داشت.

خاکهاي ریزدانه نرم تا خیلی نرم (نامناسب):

این نوع خاکها ممولاً SPT کمتر از 4 داشته و برای بکارگیری روش میخکوبی یا نیلینگ نامناسب هستند؛ زیرا دوغاب تزریق شده مقاومت چسبندگی ضعیفی با خاک ایجاد می­کند و بنابراین لازم است جهت رسیدن به مقاومت مورد نیاز، طولهای بلندتری از میخها مور استفاده قرار گیرد. در رسهای با درجه پلاستیک بالا، جابجایی­های وابسته به زمان (خزش) از اهمیت زیاد برخوردار است. پدیده خزش در کاربردهای موقت اهمیت کمتری دارد، ولی برای سازه­های دائمی مشکل افرین است.

 به کارگیری و اجرای هرگونه سازه نگهبان در عملیات گودبرداری در خاک­های ریزدانه و نرم، دارای پتانسیل ناپایداری زیادی در کف گود می­باشد. علاوه بر این، خاک­های با درجه ی بالای پلاستیسیته ممکن است فروپاشیده شده و یا ممکن است در نتیجه ی تورم و آماس، در سطح حفاری فشار نقطه ای اضافی ایجاد نماید.

خاکهاي آلی (نامناسب):

برخی از خاکهای آلی مانند گل­های آلی، رس­های آلی و ذغال سنگ­ها معمولاً مقاومت برشی بسیار کمی داشته و در نتیجه مقاومت چسبندگی آنها نیز ضعیف است، تا آنجا که اجرای نیلینگ در اینگونه خاک­ها غیراقتصادی خواهد بود (به دلیل لزوم استفاده از آرماتورهای بلند). برخی از خاکهای آلی مقاومت­های قابل قبولی دارند و برخی دیگر از آنها مانند ذغال فیبری ممکن است به شدت ناهمگن و ناهمسان باشند. در این موارد، باوجود اینکه مقاومت برشی خاک میتواند در برخی از امتدادها منطقی و قابل قبول باشد، ولی ممکن است در جهات دیگر مقدار آن کم باشد. وجود جهات نامطلوب ممکن است تأثیر سوئی در پایداری دیوار داشته و آرماتورهای بلند مورد نیاز باشد. علاوه بر این، روند فرسایش خاکهای آلی نسبت به خاکهای غیرآلی، بیشتر است.

سنگهاي هوازده وداراي صفحات ضعیف و آهکی (نامناسب):

سنگهای هوازده به همراه صفحات نامناسب نظیر درزه ها، شکستگی­ها، بریدگی­ها، گسل­ها، چین­ها، شیست­های متورق و شکافتگی، ممکن است در چالزنی و پایداری چال تأثیر گذاشته و مشکلاتی برای تزریق ایجاد نماید. علاوه بر این، وجود این ناپیوستگی­ها پتانسیلی برای تشکیل بلوک­های ناپایدار در توده سنگ شده که در حین حفاری خطراتی را در پی خواهد داشت. ناپایداری بلوک­های مرزی ممکن است در نتیجه ی وجود عواملی نظیر بریدگی در درزه های فشارهای هیدرواستاتیک جانبی و رو به بالا و نیروهای منفذی تشدید گردد. همچنین ممکن است تأمین پایداری تک تک بلوک­ها لازم باشد که در مقایسه با اجرای معمول نیلینگ، غیراقتصادی خواهد شد. علاوه بر این، تزریق در سنگ­های حفره دار و درزه­های باز شده بسیار دشوار بوده و در نتیجه فرار دوغاب، موجب پرهزینه شدن اجرای نیلینگ می­شود.

گل و لاي رسی خیس (نامناسب):

گل و لای هنگامی که خشک هستند مقاومت قابل قبولی دارند و اجرای نیلینگ درآنها اقتصادی می­باشد. اما هنگامی که میزان قابل توجهی آب به پشت دیواره نفوذ کند، سازه ممکن است در اثر کاهش مقاومت برشی، فروپاشیده شود و مقاومت آن از بین برود. بنابراین احتمال فروپاشی در شرایط مرطوب این گونه خاک­ها باید مدنظر قرار گیرد. برای جلوگیری از تجمع آب در محدوده­ی دیوار میخکوبی یا نیلینگ شده، باید اقدامات پیشگیرانه مناسبی صورت گیرد تا از فروپاشی گل و لای خشک شده جلوگیری شود. علاوه بر این در شرایط مرطوب، به آرماتورهای بلندتری جهت تأمین چسبندگی مورد نیاز خواهد بود که موجب غیراقتصادی شدن این روش می­گردد. از طرف دیگر نیاز به تزریق مجدد در گلهای رسی جهت افزایش مقاومت چسبندگی نیز بر میزان هزینه­ها خواهد افزود. البته در برخی از خاک های نامناسب نیز با داشتن برخی شرایطی و با راندمان پایین تر، گاها سیستم نیلینگ طراحی و اجرا می­گردد.